دکتر علي مطهري از جمله معدود اصولگراياني است که پروژه «نه احمدينژاد» را همراهي ميکرد و براي رأي نياوردن احمدينژاد تلاش و کوشش بسياري کرد و حتي سعي کرد گزينه ديگري را به جاي احمدينژاد در بين اصولگرايان ترسيم کند. وي با آنکه در تريبونهاي مختلف از برخي کارهاي دولت در حوزه فرهنگي و سياسي انتقاد کرده است اما با نگاهي منصفانه، نقاط قوت دولت نهم و دهم را در عرصه داخلي و بينالمللي با شفافيت بيان ميکند. آقاي مطهري همان کسي است که مجوز برپايي تجمع به جريان فتنه سبز را در اوان کار خوب و سازنده ارزيابي ميکرد و حتي انتقاداتي را در نوع برخورد با معترضان وارد ميدانست. در کنار اين بارها موسوي و کروبي را سيبل انتقادات تند خود قرار داده و موسوي را ظالم بزرگ خوانده است. او همان کسي است که در سال 79 و در دوره اصلاحات که آقازادهها جايگاه خاص و ويژه داشتند در مصاحبه با کيهان خواهان برخورد با آقازادهها و مفسدان اقتصادي شد. آقاي مطهري يکي از مهمترين تفاوتهاي دولت اصلاحات با دولت اصولگرا را اين ميداند که عملکرد دولت اصلاحات باعث تحقير ملت و نظام شده است اما در دولت دکتر احمدينژاد وضع به اين گونه نيست. برخورد با آقازادهها و مفسدان اقتصادي، نقاط قوت دولت دهم و نهم و چرايي عدم اعتراض وي به نيامدن آقازادههاي لندننشين به دادگاه از جمله محورهاي مهم گفتوگوي ما با دکتر علي مطهري نماينده مردم تهران است.
دشمنان انقلاب با توجه به عدم موفقيت اصلاحطلبان تمام تلاش خود را در جهت ايجاد تفرقه بين اصولگرايان گذاشتند تا بلکه از ميان آنها گروهي معارض با نظام پديد بيايد، همانند دهه 60 که اصلاحطلبان از بين نيروهاي پيرو خط امام پديد آمدند و بعداً در زمره حاميان آمريکا قرار گرفتند، آيا برخي از مواضع شما در جهت ايجاد دو دستگي و اختلاف بين اصولگرايان نيست؟
دشمنان به طور کلي دنبال شکست انقلاب اسلامي هستند و از هر فرصتي استفاده ميکنند. هرکسي انتقادي به نظام جمهوري اسلامي ميکند، آنها از آن بهرهبرداري ميکنند و اين دليل نميشود که آن منتقد رابطه يا تعلقي به دشمنان نظام دارد. بنده هميشه سعي کردهام آنچه حق است بگويم منتها طبيعي است که انتقادهايي که کردهام، مورد توجه دشمنان هم واقع شده است و اين يک امر طبيعي است و ما نميتوانيم از انتقاد دست برداريم به خاطر آنکه دشمنان سوءاستفاده ميکنند. زماني انتقاد بد است که تنها اثرش بهرهبرداري دشمنان ما باشد ولي اگر انتقادي صورت بگيرد که چندين اثر دارد که يکي از آنها سوءاستفاده دشمنان است، نميتواند بد باشد. مردم هم اين مطالب را خوب درك ميكنند و ميفهمند که نيات افراد چيست. اما اينکه ميفرماييد برخي موضعگيريهاي من در جهت تفرقه اصولگرايان بوده است، باز پاسخش اين است که بنده واقعيت را ميگويم و اين باعث رفع نقايص اصولگرايان ميشود. منتها ممکن است به ايجاد شکاف بين اصولگرايان تعبير بشود يا به تقويت اصلاحطلبان تفسير بشود.
اما در واقع اين يک نوع تقويت دروني اصولگرايان است. دقيقاً مثل آن چيزي که شهيد مطهري در مورد سازمان روحانيت قبل از انقلاب مطرح فرمودند و انتقادات اساسي به روحانيت وارد ميکردند ضمن اينکه با ريشهکن کردن اصل اين درخت کاملاً مخالف بودند و در مقابل تز اسلام منهاي روحانيت ايستادند و حتي جان خودشان را هم در اين راه فدا کردند. الان هم همين طور است، اصولگرايان نواقصي دارند که اگر برطرف نشود، به اضمحلال داخلي آنها ميانجامد.
به نظر ميرسد نقدها و انتقادات شما بيشتر در مورد اصولگرايان و دولت حاکمه است تا به اصلاحطلبان و سران آن که مسائلي را براي نظام و حکومت پيش آوردهاند. اين عدم توازن در بيان انتقادات و نقدهاي شما چه دليلي دارد؟
يكي به خاطر آن است كه قدرت در دست اصولگرايان است و اصلاحطلبان نقشي در اداره کشور ندارند. دليل ديگر اين است كه علت سوق دادن اصلاحطلبان به سمت دشمن، بخشي از خود اصولگرايان بودهاند. اگر انتقاد به اصلاح طلبان به صورت منصفانه بيان بشود و بلافاصله آنها را متهم به ارتباط با بيگانه نکنند، اين عدم توازن هم رخ نمي دهد. زماني که دولت اصلاحات هم روي کار بود بنده همين گونه عمل ميکردم و هيچکس به اندازه من از آقاي خاتمي انتقاد نکرد چرا که بسياري از کارها را ميتوانستند انجام بدهند و انجام ندادند. امروز هم همين طور است.
اينکه شما به عنوان نقادي منصف، دولت و اصولگرايان را نقد ميکنيد، بسيار پسنديده است اما آيا اين منطقي به نظر ميرسد که ما تنها جناحي را نقد کنيم که روي کار است و گروه و عدهاي که به اساس نظام و انقلاب ضربه ميزنند و پايههاي حکومت را سست ميکنند، به حال خود رها کنيم؟
بنده بارها نقد کردهام و فکر ميکنم کمتر کسي به اندازه من به آقاي موسوي نقد كرده است. من چند روز پس از انتخابات در برنامه تلويزيوني مطرح کردم كه موضوع تقلب واقعيت ندارد و آقايان صرفاً تهران و شمال آن را در نظر ميگيرند و توجهي به شهرها و روستاها ندارند. و حتي گفتم سيزده ميليون راي آقاي موسوي در دوره دوم يك رئيسجمهور، شاهکار است و ايشان بايد خدا را شکر کند که اين همه رأي آورده است.
بعد از اتفاقات روز قدس مقاله اي نوشتم تحت عنوان «جنبش بيسر» و در آن گفتم جنبش سبز جنبشي است که رهبر و سر ندارد، هيجاني را ايجاد کرده و آن را رها نموده است. در آن مقاله از آقايان خواستم راه خودشان را از غربزدگان که در درون اين حرکت نفوذ کردهاند جدا کنند و به صراحت اعلام نمايند، راهشان از راه اينگونه افراد جداست و شعارشان شعار نه غزه نه لبنان يا جمهوري ايراني نيست.
بعد از آنکه سران جريان سبز يا اصلاحطلبان به پيشنهادات شما پاسخ ندادند و به همان رويه و روش قبلي ادامه دادند، چرا مواضع خود را با صراحت لهجه بيشتري پي نگرفتيد؟
بنده بارها اعلام کردهام، ظلم بزرگتر را آقاي موسوي انجام داد و اينکه ايشان روز انتخابات اعلام كرد، برنده انتخابات است شعلهور كردن آتش بود و متهم رديف اول ايشان هستند. منتها گفتم آقاي احمدينژاد هم در ايجاد زمينه اين فتنه نقش داشت، آنهم با نحوه مناظره اي كه انجام داد اگرچه با نقش آقاي موسوي قابل قياس نيست. چند ماه پيش به رئيس قوه قضائيه گفتم اگر همه متهمان در اين قضايا را به طور همزمان احضار مي كرديد و نتيجه را به طور همزمان به اطلاع عموم ميرسانديد، فتنه اينقدر طولاني نميشد.
آيا منصفانه است كه ما به فرض قائل شدن اشتباه از سوي دكتر احمدينژاد آنرا با اشتباهات موسوي، كروبي و خاتمي قياس كنيم و آيا بردن اسم افرادي كه فعاليت مبهم اقتصادي دارند در مناظره انتخاباتي با هدف آگاهسازي مردم، جرم و يا زمينهسازي فتنه بهحساب ميآيد؟
بنده اعتقاد دارم كه آقاي احمدينژاد هيزم فتنه را آماده كرد و آقاي موسوي آن را شعلهور كرد و هركدام به نسبت اشتباهات خود بايد پاسخگو باشند.
البته اشتباهات موسوي و كروبي با اشتباه احمدينژاد قابل قياس نيست و قبلاً هم اعلام كردهام كه موسوي ظلم بزرگي نسبت به نظام و مردم مرتكب شد كه ادعاي تقلب كرد و مردم را دعوت به حضور در خيابان كرد كه نتيجه طبيعي آن آشوب است. بنده دنبال كانديداتوري آقاي ولايتي بودم و احساس ميكردم ادامه مديريت آقاي احمدينژاد به نفع كشور نيست ، لذا درصدد قانع كردن آقاي ولايتي براي پذيرش اين امر بودم. با آقاي هاشمي و خاتمي هم در اين زمينه ملاقات كردم. آقاي هاشمي استقبال كردند و گفتند اگر بدانم كه آقاي ولايتي حضور پيدا ميكنند و شما اصولگرايان حمايت خواهيد كرد بنده هم از ايشان حمايت ميكنم. حتي گفتند اگر اين گونه باشد تلاش مي كنم كه آقاي خاتمي كانديدا نشود، چون آن زمان صحبت كانديداتوري آقاي موسوي مطرح نبود.البته آقاي هاشمي گفتند اين طرح خود را با رهبري در ميان بگذاريد.
پس آقاي هاشمي در آمدن يا نيامدن آقاي خاتمي در عرصه انتخابات گوناگون نقش فعال داشته است و ميتواند به آقاي خاتمي امري را القا كند.
ايشان گفتند ما تلاش ميكنيم. البته درخواست بنده بود كه ايشان كاري بكنند كه آقاي خاتمي كانديدا نشود. در ملاقاتي كه بنده با آقاي خاتمي داشتم نيز ايشان از كانديدا شدن دكتر ولايتي استقبال كرد و گفت اگر احساس كنم ايشان راي قابل توجهي دارد من كنار مي روم و البته گفت فعلا اين موضوع را رسانهاي نكنيد.
سياسيون و مردم شما را بهعنوان نمايندهاي منتقد در مسائل گوناگون ميشناسند؛ چرا شما دربحث مفاسد اقتصادي و پرونده مربوط به آقازادههاي لندننشين تلاشي از خود نشان ندادهايد، آيا عدم تلاش شما در اين رابطه درجهت خواست اصلاحطلبان نيست؟
من در سال 79 در مصاحبه با روزنامه كيهان به صراحت بيان كردم كه فعاليت اقتصادي برخي فرزندان آقاي هاشمي بايد شفاف بشود و اگر اتهامي در مورد آنها وجود دارد، مورد رسيدگي قرار بگيرد.
پس شما برخورد قضائي و قانوني با آقازادهها را تأييد ميكنيد؟
بله، بنده همان سال 79 اين را مطالبه كردم.
چرا از سال 79 تا الان كه يكي از مطالبات بحق مردم، تشكلهاي دانشجويي، سياسيون و... برخورد با آقازادههاست، موضع مشخص و مبرهني نداشتهايد؟
براي آنكه از آن استفاده سياسي مي شود. وقتي من احساس ميكنم يك پروژه طراحي شده است كه آقاي هاشمي را زمين بزنند نميتوانم داخل اين پروژه قرار بگيريم.
شما به اين اعتقاد داريد كه بحث فرزندان آقاي هاشمي با خود ايشان دو بحث كاملاً مجزاست و موضوعات فرزندان آقاي هاشمي را نبايد با شخصيت انقلابي و سياسي ايشان به هم گره زد؟
ما بايد عدالت را به صورت كامل خواهان باشيم و اجرا كنيم اما عدالت بايد به عنوان يك واقعيت مورد نظر باشد نه ابزاري براي رسيدن به اهداف سياسي. زماني كه بنده ميبينم فرزندان آقاي هاشمي درخواست وقت از صدا و سيما ميكنند تا به اتهامات وارده پاسخ بدهند اما ترتيب اثر داده نمي شود، معتقدم اين عين بيعدالتي است.
بهعقيده شما بهتر نيست بهجاي درخواست وقت از صدا و سيما در مراجع قانوني كه بعضي از آنها را احضار كرده
سیاسی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 322
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1